<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ميان ماندن و رفتن</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/</link>
<description>یافته ها و دریافته ها</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 07 May 2008 03:31:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>چمن حکایت اردیبهشت می گوید</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>آدم اگر در اردیبهشت بمیرد کمترین فایده اش این است که اولا تعداد بیشتری بر جنازه اش خاضر می شوند در ثانی آنهایی هم که به این بهانه از شهر های دود آلود بیرون می آیند دست کم نفسی تازه می کنند و خواسته یا ناخواسته بر روانش درود می فرستند. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس درود بر اردیبهشت ماه جلالی که همچنان که ماه زندگی است ماه مرگ نیز هست.  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ببجشید که که با مرگ شروع کردم. اشکالی هم ندارد زندگی اصلا با مرگ معنا پیدا می کند مرگی که اصلا خود  ادامه زندگی است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اردیبهشت ماه مناسبتهاست. مناسبتهایی مربوط به مرگ و زندگی. تقویمتان را نگاه کنید: اول اردیبهشت ماه جلالی: یادروز سعدی. سوم اردیبهشت ماه : روز بزرگداشت &lt;STRONG&gt;شیخ بهایی&lt;/STRONG&gt;. ۶ اردیبهشت : یادروز حمله نظامی آمریکا به صحرای &lt;STRONG&gt;طبس&lt;/STRONG&gt;.۱۰ اردیبهشت: روز ملی خلیج فارس.۱۲ اردیبهشت: روز شهادت استاد &lt;STRONG&gt;مطهری&lt;/STRONG&gt;- روز جهانی کارگر- روز معلم. (&lt;STRONG&gt;راستی از همه کسانی که به مناسبت این روز به من تبریک گفته بودند سپاسها دارم)&lt;/STRONG&gt;. روز ۲۲ اردیبهشت روز پرستار.  ۲۵ اردیبهشت روز ملی &lt;STRONG&gt;فردوسی&lt;/STRONG&gt;. روز ۲۸ اردیبهشت  روز بزرگداشت &lt;STRONG&gt;خیام&lt;/STRONG&gt; .  در اردیبهشت خراسان خیلی حرف برای گفتن دارد. پس بشتابیم برای بزرگداشت رزوهایی که مانده است: &lt;STRONG&gt;فردوسی&lt;/STRONG&gt; و&lt;STRONG&gt; خیام. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;راستی اگر ایران فردوسی و خیام را نمی داشت چه سرنوشتی پیدا می کرد؟&lt;/STRONG&gt; دکتر اسلامی ندوشن قرار است روز ۲۵ اردیبهشت به این پرسش پاسخ گوید. همه مشهدیها را به شنیدن پاسخ او دعوت می کنم:  &lt;STRONG&gt;عصر سه شنبه و صبح چهارشنبه تالار کانونهای فرهنگی دانشگاه فردوسی. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 May 2008 03:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آزادی چیز خوبی است</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آزادی چیز خوبی است اما بهتر از آزادی آزادگی است. برای رسیدن به آزادگی از معبر آزادی باید گذشت. و آزادی وقتی محقق می شود که ابتدا بتوانی حرفت را بزنی. من ممکن است حرفی نزنم اما جانم را می دهم تا تو حرفت را بزنی شاید من هم از این رهگذر ذره ای به آزادگی برسم چیزی که برای رسیدن به آن باید تاوان سنگینی بپردازیم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ین بهار دل انگیز از همه دوستانی که حرف دلشان را می زنند و در حین مشق آزادگی از من هم یاد می کنند سپاسگزارم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در بند آن نیم که به دشنام  یا دعاست                    یادش بخیر هر که مرا یاد می کند&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Apr 2008 19:38:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاخ تو چونکه بهشت است و بهاران تو شاد</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>بهار بهانه ای است برای از یاد بردن زمستان. پس درود بر بهار . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و چه نعمتی است از یاد بردن در روزگاری که هیچ چیزش به«به یادسپردنی» نمی ارزد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس دورد بر نیاکان که د رنوروز همه چیز را نو می کردند یعنی کهنه ها را از یاد  می بردند حتی سبو را در چهار شنبه سوری نو می کردند. « تاکی سبوی کهنه جان را به نو کنیم».&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(خب این هم شد یک مصرع با یک«به» ی اضافی) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درود بر دلهای بی کینه درود بر ذهنهای خالی. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخر آن قدیمها می خواندیم:  از شیشه بی می می بی شیشه طلب کن       حق را ز دل خالی از اندیشه طلب کن .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آبادان باشی. از من به تو درود از من به تو سپاس. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سفر باغ و بوستان و بهار      منزل و جای و رهگذار تو باد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Mar 2008 17:13:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>... زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=thumbinner style=&quot;WIDTH: 302px&quot;&gt;&lt;A class=image title=&quot;بانوی ايرانی در كنار سفره هفت سين&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:Norooz.jpg&quot;&gt;&lt;IMG class=thumbimage height=405 alt=&quot;بانوی ايرانی در كنار سفره هفت سين&quot; src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/0/02/Norooz.jpg/300px-Norooz.jpg&quot; width=300 border=0&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;DIV class=thumbcaption&gt;
&lt;DIV class=magnify&gt;&lt;A class=internal title=&quot;بزرگ شود&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:Norooz.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=11 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://fa.wikipedia.org/skins-1.5/common/images/magnify-clip.png&quot; width=15&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; size=5&gt;آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; size=5&gt;هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Mar 2008 17:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این یعنی اسفند....</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;هفته پیش مراسم رونمایی کتابهای تازه منتشر شده عطار بود در تهران از سوی انتشارات سخن. با حضور آدمهایی که بندرت یک جا گرد هم آمده بودند این سالها. آخر من در کم جلسه که شرکت نکرده ام در کدام یک آنها می توانست طیفهای گسترده ای مثل این کنار هم باشند؟  ایرج افشار- احسان نراقی- شهرام ناظری- الهی قمشه ای- ژاله آموزگار- فتح الله مجتبایی-باستانی پاریزی- مهدی محقق- اسماعیل سعادت- علی دهباشی- حسن انوری-علی اشرف صادقی - احسان اشراقی و دهها شخصیت دیگر و  بر سر هم پانصد نفری و شاید هم بیشتر که برای پیدا کردن هرکدامشان باید گیوه ها پاره&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;کنی و باز هم نیابی&lt;/FONT&gt;. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این همه را عطار کنار هم نشانده بود . همه آمده بودند تا کتابهای تازه عطار به تصحیح شفیعی کدکنی را رو نمایی کنند و طرفه تر آن که قرار بود من هم برای آنها در این خصوص حرف بزنم که زدم. دیدار دو نیشابوری ( عطار و شفیعی)برای همه دلپذیر بود. بخصوص که شفیعی معمولاْ در هیچ مجلسی حضور پیدا نمی کند. کتابهای تازه اما &lt;EM&gt;اسرارنامه &lt;/EM&gt;بود و &lt;EM&gt;مصیبت نامه&lt;/EM&gt; و ایضاْ طرح &lt;EM&gt;جلد الهی&lt;/EM&gt; نامه که قراراست تا نوروز کنار بقیه بنشیند با دو کتاب قبلی یعنی &lt;EM&gt;منطق الطیر&lt;/EM&gt; و &lt;EM&gt;مختار نامه&lt;/EM&gt; که در همان قطع و طرح تجدید چاپ شده است در انتشارات سخن.  ۵ کتاب از عطار به تصحیح شفیعی که براستی طرحی نو درانداخته است در کار فرسوده تصحیح که به حد کفایت در نظر نسل امروز بدنام است. اما حرف من این است که اگر جوان ما از سر نیاز امروز به کتابهای عطار نظری بیندازد و حوصله کند و کمی از مقدمه و موخره هرکدام را بخواند با من همعقیده خواهد شد که سقف آسمان تصحیح شکافته و طرحی نو در انداخته شده است به همت شفیعی که برایش دعا می کنم و می گویم: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;وان یکاد بخوانید و در فراز کنید&lt;/FONT&gt;   &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 08 Mar 2008 19:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تقویم پارینه</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تقویم پارینه را که گشودم بالایش نوشته بودم: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ما که می خواستیم جهان و مردمی مهربان بسازیم خود نتوانستیم مهربان باشیم (برشت)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیدم که عجب هشداری به خودم داده ام . راستی چقدر من نیازمند چیزی هستم که ندارم.  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر زیاد به روشنایی نگاه کنم باقی دنیا را تاریک خواهم دید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; خدایا این جمله از کجا در یادم مانده است؟  به یادداشتهایم مراجعه می کنم: &lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;کولی کنار آتش&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt; .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 Feb 2008 18:16:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاروان شهید رفت ازپیش</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و دیروز نوبت کاروان شهیدی بود  دکتر سید جعفر شهیدی که به تنهایی یک کاروان بود. با رفتن او پرچم لغت. عربیت. ادبیت. ارتباط ادبی نهج البلاغه و مهمتر از همه آدمیت و تواضع علمی و انسانی که می توانست حاصل جمع تمام فضائل ادبی باشد نیمه افراشته ماند. و هیچ معلوم نیست که باز کسی بتواند دوباره یکی از آنها را افراشته نگه دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرگ شهیدی رخنه بزرگی در ستون ادب پارسی ایجاد و همه معلمان ادبیات کشور را یتیم کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عالمانه زیستن. ازهمه تعلقات و مشاغل بدور ماندن و با غم گمشده ای به لطافت یک فرزند سرکردن و سرانجام در آستانه عاشورا به کاروان جدش سالار شهیدان پیوستن کاروان سالاری شهیدی را به فرجام خویش نزدیک کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;عاش شهیدا&quot; و مات سعیدا&quot;&lt;/FONT&gt;.&lt;/STRONG&gt;   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Jan 2008 03:57:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>... آید همی </title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز بکلی حرف رودکی بر زبان بود و یاد یار مهربان در دل و صدای جوی مولیان د رگوش. در میز گردی به درازی همه قرنهای خوب خدا. صدایش به گوش شما هم که شنونده باشید خواهد رسید  &quot;این الف بامداد اگر بگذارد&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  آدمهایی از سه کشور همزبان - و فرض کن از سه گوشه عالم امکان - کنار هم نشسته و دلها یکدله کرده بودند تا بگویند آدم الشعرای زبان فارسی هم برای عالم بی در و دروازه ای که ما درآنیم حرفی و حرفهایی دارد حرفستان( مگر قرار است تنها کار کارستان باشد؟ ) می گویید حرف حرفستان وجود یا معنی ندارد. بفرمایید:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دانش اندر دل چراغ روشن است                     و ز همه بد بر تن تو جوشن است&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مگر نیست؟ مگر دانش جوشن دانش دارارن نیست؟ مگر دل آنها که دانش ندارند از قبل آنهایی که دارند روشن نیست؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; قرار نیست همیشه رودکی به ما بگوید :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پوپک دیدم به حوالی سرخس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاد زی با سیاه چشمان شاد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روی به محراب نهادن چه سود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رودکی برای ما و از زبان ما سئوالهای بی جوابی از این دست هم دارد:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;   چرا عمر کرکس دوصد سال؟ ویحک         نماند فزونتر زسالی پرستو؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک وقت هم می بینید که گفت و باز از زبان ما:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  گوسپندیم و جهان هست بکردار نغل( آغل - چاه ژرف)       چون گه خواب بود سوی نغل باید شد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Jan 2008 18:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زاد روز فردوسی</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از اتفاق را امسال زاد روز فردو سی با عید قربان ازیک طرف و با شب یلدا و خرم روز از طرف دیگر نزدیک افتاده بود و ما را در فرهنگسرای فردوسی بر آن داشت تا جشن مختصری نه د رحد این شب عزیز که در شآن و با امکانات محدود خود برگزار کنیم. استقبال شور انگیز مردم با عدم امکان اطلاع رسانی لازم نشان داد که مردم ما تا کجا از این بابت ها نیازمند این گونه محافل هستند و این شهر دو سه میلیونی با اینهمه آوازها - که &quot; همگی از شه  بود&quot; - تا چه اندازه از این حیث فقیر و دست به دهن مانده است. از خدا بخواهیم که همه نیازمندان را به بی نیازان ببخشاید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما تولد فردو سی را دست کم نگیریم. روحش شاد شاپور شهبازی که چند سال پیش آستین تحقیق را بالا زد و با استفاده از تاریخها و اشاره های مندرج د رخود شاهنامه و به کمک اطلاعات تقویمی ثابت کرد که فردوسی روز سوم دی ماه متولد شده است. تحقیق او ابتدا د رامریکا منتشر شد و ما چند سال پیش همان مطلب را در &lt;EM&gt;کتاب پاز ۱۴ -&lt;/EM&gt;۱۳ تجدید چا پ کردیم. کسانی که جزئیات امر را بخواهند می توانند به آن کتاب مراجعه کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به این ترتیب فرهنگسرای فردوسی افتخار دارد - اگر افتخاری باشد- که برای اولین بار زاد روز شاعر ملی ایران را ۳۰ آذر ماه  دو رو ز زود تر جشن گرفت و درواقع به استفبال این روز ملی رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واینک اعلام می دارد که :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;EM&gt;&lt;FONT size=6&gt;فرخنده باد سوم  ماه&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=6&gt;                    زاد روز خجسته فردوسی&lt;/FONT&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Dec 2007 19:53:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زاد روز فردوسی</title>
<link>http://vakhsh.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از اتفاق را امسال زاد روز فردو سی با عید قربان ازیک طرف و با شب یلدا و خرم روز از طرف دیگر نزدیک افتاده بود و ما را در فرهنگسرای فردوسی بر آن داشت تا جشن مختصری نه د رحد این شب عزیز که در شآن و با امکانات محدود خود برگزار کنیم. استقبال شور انگیز مردم با عدم امکان اطلاع رسانی لازم نشان داد که مردم ما تا کجا از این بابت ها نیازمند این گونه محافل هستند و این شهر دو سه میلیونی با اینهمه آوازها - که &quot; همگی از شه  بود&quot; - تا چه اندازه از این حیث فقیر و دست به دهن مانده است. از خدا بخواهیم که همه نیازمندان را به بی نیازان ببخشاید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما تولد فردو سی را دست کم نگیریم. روحش شاد شاپور شهبازی که چند سال پیش آستین تحقیق را بالا زد و با استفاده از تاریخها و اشاره های مندرج د رخود شاهنامه و به کمک اطلاعات تقویمی ثابت کرد که فردوسی روز سوم دی ماه متولد شده است. تحقیق او ابتدا د رامریکا منتشر شد و ما چند سال پیش همان مطلب را در &lt;EM&gt;کتاب پاز ۱۴ -&lt;/EM&gt;۱۳ تجدید چا پ کردیم. کسانی که جزئیات امر را بخواهند می توانند به آن کتاب مراجعه کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به این ترتیب فرهنگسرای فردوسی افتخار دارد - اگر افتخاری باشد- که برای اولین بار زاد روز شاعر ملی ایران را ۳۰ آذر ماه  دو رو ز زود تر جشن گرفت و درواقع به استفبال این روز ملی رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واینک اعلام می دارد که :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;EM&gt;&lt;FONT size=6&gt;فرخنده باد سوم  ماه&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=6&gt;                    زاد روز خجسته فردوسی&lt;/FONT&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Dec 2007 19:53:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakhsh&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>vakhsh</dc:creator>
<guid>http://vakhsh.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
