روی سپر عقب یک وانت نوشته بود:
به چشمانت بیاموز
که هر چیز ارزش دیدن ندارد
دیدم عجب حرف حکیمانه ای است. یاد سخن ابوالفضل بیهقی افتادم که:
هّیچ چیز نیست که به خواندن نیرزد
هردو راست گفته اند اما در روزگار خود.
این ماشین نوشته ها را دست کم نگیریم. فشرده ترین تجربیات طبیعی نسلها بر سپر همین ماشینها می تواند نقش بسته باشد. من چند سال پیش به این قضیه پی بردم و برآن شدم در یک سفر داخلی طولانی این ماشین نوشته ها را جمع کنم و کردم. شرحش را در پیشانی کتاب پاژ ۱۱-۱۲ (۱۳۷۲ ص ۵ تا ۸ ) نوشته ام با عنوان در طواف شمع .
همان زمان متوجه شدم که دوستم دکتر سید جعفر حمیدی پیش از آن این کار را کرده و بسیاری از این ماشن نوشته ها را در کتابی به همین نام گرد آورده است( انتشارات موسسه آموزشی و انتشاراتی نسل دانش تهران ۱۳۶۹). هرچند که آنچه من جمع کرده بودم به دلایلی روشن غیر از چیزی بود که دکتر حمیدی فراهم آورده و در آن کتاب چاپ کرده بود با این حال دنبالّه کار را نگرفتم اما همواره به حرفهای حکیمانّه همین رانندگان حساس بودم و به برخی از آن ها خیره می ماندم و از آنها عبرت می گرفتم.
هر سال می توان یک جلد کتاب از تازه ها و نویافته های رانندگان برای سر نشینان کشتی زندگی به ارمغان آورد.