- امروز یک بار دیگر به کتابخانه آستان قدس رفتم این بار با دانشجویان ارشد ادبیات که درس تصحیح متون با من می گذرانند. دیدار با برخی نسخه های خطی و یاد ایامی که در این کتابخانه کار می کردم و از چهره پردگیان زمانه گرد قرون می افشاندم برایم دلپذیر بود. دانشجویان اما گمانم آن را خواب و خیال می دیدند برای آن که از تاریخ برایشان می گفتم. از حدود 40 سال پیش. اسم هرکسی می بردم می گفتند خدا بیامرزد. یک دفعه حس کردم نکند من هم از زمره همان رفتگانم. اما نه به خودم دل می دادم که نه من در آن زمان که اینها بزرگ و بر سر کار بودند خیلی جوان بودم پس هنوز حق دارم امید وار باشم.
از جمله نسخه هایی که در ویترین بخش مخطوطات دیدم قرآن 327 بود که گمانم کهنترین نسخه تاریخ دار این کتابخانه و شاید چهان باشد . به بچه ها گفتم این قرآن 2 سال قبل از تولد فردوسی نوشته شده است درست یکهزار و صد سال پیش. مدتی بود که آن را گم داشتم یعنی هربار که در کتابخانه سراغش را می گرفتم کسی از آن خبر نداشت اما من مطمئن بودم که هست. سه جزء قرا« است که باقی مانده . از سابقه کتابخانه گفتم به استناد بیهقی که از زمان سیمجوریان در این کتابخانه کتاب وقفی داریم یعنی که کتابخانه ای بوده که بر آن وقف کنند. ابوالقاسم کثیر عامل غزنویان هم در این جا سهمی دارد. یعنی کتاب وقف کرده است در سال 393 چند جزء قرآن به خط خودش خبرش را باز در بیهقی داریم و در تعلیقاتی که برآن می نویسیم اشاره کرده ایم. آه خدایا من در شهری زندگی می کنم که بیش از هزرا سال پیش کتابخاتنه داشته است آیا این افقتخار ندارد؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 0:11  توسط محمد جعفر یاحقی
|