در شهر ما نقد علی اسم رایجی است
از سر ضرورتی که بود- ما همیشه بنده ضرورتها بوده ایم- از چند هفته پیش در مشهد که اندکی نه( امان که این ویرگول را پیدا نمی کنم مثل خیلی چیزها که گم کرده ام) که خیلی از این جهت و جهات دیگر مرده است( ویرگول) جلسه نقد کتاب گذاشته ایم با همکاری قطب علمی-گروه فارسی دانشگاه فردوسی و جهاد دانشگاهی(ویرگول) در ادبیات سابق - اغلب روزهای پنجشنبه است هنوز نتوانسته ایم ثابتش کنیم( مثل خیلی چیز ها که برای من ثابت نشده است) و تا حالا سه چهارتا ( دقیقا چهارتا - ببخشید که ما همیشه عادت به کلی گویی داریم- ) کتاب را نقد کرده ایم -یعنی کرده اند- و بهتر بگویم نویسندگانش را دراز کرده ایم( کرده اند) و گفته ایم(گفته اند) چرا چنین گفته اید و چرا چنان نگفته اید تا مگر عادت کنیم به "چون و چرا". اولش حافظ بود به خط وصال که چون دست خواجه حافظ از زمین و زمان کوتاه بود من جورش را کشیدم به جرم آن که نسخه دیوانش را من داده بودم چاپ کنند. جلسه بعد هم چون کسی نبود یا آمادگی لازم را نداشت باز هم من جور بقیه را کشیدم - مثل خیلی وقتها که این جا و آن جا جورکشی می کنم ( دقت کنید جارو کشی نخوانید)- و کتابک(تصغیر است نه تحبیب) فرهنگ اساطیر من دراز شد و چنین و چنان و نمی گویم که بر من چه گذشت از خجالت و آب و عرق( از دو جهت: تعریف و تنقید) و بعدش هم دوست فاضلم دکتر امید همدانی بالاخره به میدان آمد با اولین کتابش( عرفان و تفکر - و بهتر مولوی و هایدگرـ ) و چه خوب هم آمد . حالا دور دور همین جوانها و جوانه هاست با حرفهای نونوی( اشتباه نیست ۲ نون دارد - عمدا با" ۲" نوشتم تا دونون "=دونان" نخوانید که امروز همه جا حرف دو نان و دونان است) که می زنند.
وبالاخره دیشب که به حساب مهمانمان رسیدیم - دکتر کاووس حسن لی- با کتاب نونوارش: گونه های نو آوری در شعر معاصر- بالاخره( ببخشید که خیلی بالاخره بالاخره کردم) چه می شود کرد شب عید است و مردم دلشان برای چیزهای نونوار لک زده است و به همین اعتبار و خیلی اعتبارات دیگر - اگر این شب عیدی برای ادارات و بانکها اعتباراتی مانده باشد- نمی شود که همیشه از کهنه کتابهای مثل مال بنده حرف زد. از شوخی گذشته حسابی به حساب مهمان شیرازی رسیدند دیشب دوستان ما : دکتر قوام-(ببخشید از بی ویرگولی است که تیره می گذارم) دکتر فتوحی و محمد کاظم کاظمی تا دیگر هیچ تنابنده غریبه ای هوس نکند بیاید در خراسان عرض اندام کند؟ ( ؟را به جای علامت تعجب قبول بفرمایید). شما هم اگر میل داشتید بفرمایید نقد شوید. آخر در شهر ما "نقد علی" اسم رایجی است.
