و دیروز نوبت کاروان شهیدی بود دکتر سید جعفر شهیدی که به تنهایی یک کاروان بود. با رفتن او پرچم لغت. عربیت. ادبیت. ارتباط ادبی نهج البلاغه و مهمتر از همه آدمیت و تواضع علمی و انسانی که می توانست حاصل جمع تمام فضائل ادبی باشد نیمه افراشته ماند. و هیچ معلوم نیست که باز کسی بتواند دوباره یکی از آنها را افراشته نگه دارد.
مرگ شهیدی رخنه بزرگی در ستون ادب پارسی ایجاد و همه معلمان ادبیات کشور را یتیم کرد.
عالمانه زیستن. ازهمه تعلقات و مشاغل بدور ماندن و با غم گمشده ای به لطافت یک فرزند سرکردن و سرانجام در آستانه عاشورا به کاروان جدش سالار شهیدان پیوستن کاروان سالاری شهیدی را به فرجام خویش نزدیک کرد.
عاش شهیدا" و مات سعیدا".
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 7:27  توسط محمد جعفر یاحقی
|