همه اش منفعل نباشم چیز تازه ای هم مطرح کنم هرچند فکر می کنم از این هم بوی کهنگی می آید.
اگر به سنت گرایی و کهنه پرستی متهم نشوم می گویم که چند روز پیش مشغول تصحیح ورقه های داوطلبان دکتری زبان و ادبیات فارسی برای ورود به دوره های دکتری دانشگاه فردوسی بودم. خواندن ورقه های درب داغان بعضی از داوطلبام مرا از خودم هم مایوس کرد و با خودم گفتم واقعا ما به کجا می رویم؟ از خط بد و ربط بدتر از خط بعضی ها چیزی نمی گویم از غلط های املایی و این که مصمم را با سین ( مسمم) نوشته و یا به دلیل "ذیق وقت" نتوانسته به فلان سئوال پاسخ بدهد ( تازه به آنی که داده چه گلی به سر سئو ال زده ؟) یا "حیز" به معنی مکان و جا را " گودال و قبر " معنی کرده کاری ندارم. فقط چند تا از معنی های یک کلمه را می نویسم و شما را به خدا می سپارم.
این بیت انوری راداده بودم تا معنی کنند ( حالا ممکن است بعضی بگویند معنی کردن یا نکردن بیت انوری چه دردی از دردهای من دانشجوی امروز را دوا می کند این بماند) :
حیرت نعت تو چو جذر اصم یک جهان عقل گنگ و کر دارد
عزیزانی که سر همین کلاسهای ما فوق لیسانس ادبیات فارسی گرفته و احتمالا" سالها در دبیرستان و حتما" دانشگاه بهخ بچه های مردم درس فارسی داد ه اند و حالا می خواهند در ادبیات فارسی درجه اجتهاد ( دکتری ) بگیرند این معانی را برای "جذر اصم" که یک اصطلاح ریاضی دوره راهنمایی یا حد اکثر دبیرستان است نوشته بودند:
جذر اصم: نام یکی از ریاضی دانان و بزرگان فلسفه
- :یکی از صورتهای فلکی
- : جذر یمانی
- : نوعی سنگ گرانبها
- : دیوار محکم
و ....
حالا بیت را به این ترتیب چگونه معنی کرده بودند این بماند.
خودم و همه را به خدا می سپارم.
