تبليغاتX
ميان ماندن و رفتن

ميان ماندن و رفتن

یافته ها و دریافته ها

ابا تیمار اندکی شادیه باید

در تواریخ آمده است که بعد از تصرف سیستان به دست سپاه عرب و خرابی شهرها مردی در حمع مردمان با ذکر ویرانی شهرها و خرابی و کشتار  اشک همه را در می آورد و چون مردمان لختی می گریستند ناگهان چنگ خود را بر می داشت و می گفت: "ابا تیمار اندکی شادیه باید(شادی)"            و نواختن آغاز می کرد ومردمان را سرشار می داشت.

آمدن نوروز بعد از ماهها زمستان و تاریکی و تیمار و اندوه و خود خوری همان چنگ مرد سیستانی است  که آهنگ آن اندوه از دل تیمارگرفتگان درازای زمستان می برد. زیبایی نوروز در این برهۀ بهاری و زنده جانی "اندکی شادیه" است که ما با اینهمه تیمار براستی بدان نیازمندیم.

تکرار با طبع آدمی ابداً سازگار نیست. نوروز از آن تکرارهای دلپذیری است که با سرشت آدمیزاد به طرز شگفتی سازگار افتاده است.

نوروز زنجیره یادهای ملی ماست که "من" را با "ما" متحد می کند ( و : من اگر "ما" نشوم تنهایم/ تو اگر "ما" نشوی خویشتنی) نوروز زنجیرۀ تاریخ را می آفریند. ما از زنجیر تاریخ آویزانیم( و: شیر هم شیر بود گرچه به زنجیر بود). مباد  که این زنجیر را روزی پاره کنیم.

نوروز آمده است: ابا تیمار اندکی شادیه باید 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 9:47  توسط محمد جعفر یاحقی  |