تبليغاتX
ميان ماندن و رفتن

ميان ماندن و رفتن

یافته ها و دریافته ها

مكتب داري، مطلب داري

این دو سه روز در همایش مکتب شیراز بوديم به ميانداري فرهنگستان هنر.

دو سال پیش همایش مکتب اصفهان بود و پیش از آن هم مکتب هرات. و فردا که قرار است "مکتب تهران" باشد که در این صورت بهتر است تهران را دیگر مثل زمانی که  مکتب دار بود با "ط" بنویسیم: طهران.

 در این مکتب ها از همه چیز آن شهر یا منطقه بحث می شود: هنر، معماری، فلسفه، ادب، عرفان، نگآرگري، موسيقي و... شيراز به بركت سرازير شدن همه دانشمندان و شاعران و اديبان و هنرمندان به اين شهر در عصر پر آشوب مغول به همه چيز رسيد كه گل سرسبد همه آن چيزها سعدي بود و حافظ. و چه خوب پناهگاهي بود اين شهر پر همه چيز، در زماني كه همه چيز داشت از دست مي رفت و در بسياري جاها از دست هم رفت. مي گويم اما نكند كه به اين ترتيب حق شهرهايي كه در روزگاران بي همه چيز سپر بلا  بودند و در مسير ايلغار مغول در خون فرزندان خود مي غلتيدند، ضايع بماند. يا نه، بسياري ديگر از شهرهايي كه داعيه هاي ديگري دارند از نمد اين كار براي خود بخواهند پوستيني بدوزند و بگويند: حاجي انا شريك. يا مي گويم نكند كه اين مكتب داري ها هم مثل " ــ شناسي" ها بهانه اي بشود براي تفرقه اندازي و چشم و هم چشمي هاي منطقه اي كه مثلاً كجاي شهر ما از فلان شهر كمتر است كه آنها مكتب داشته باشند و ما مثلاً نداشته باشيم. آن وقت است كه بايد بگوييم:

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت        به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 23:51  توسط محمد جعفر یاحقی  |