تبليغاتX
ميان ماندن و رفتن

ميان ماندن و رفتن

یافته ها و دریافته ها

کجا نام او بود گرد آفرید

حضور ساده یک خانم نقال به عنوان نخستین زن نقال ایرانی در دو جمع دانشجویی و برون دانشگاهی در شهر مشهد طی روزهای آخر هفته گذشته و استقبال گرم و صمیمانه هر دو طیف نشان داد که ما چقدر به حرکتهای تازه نیاز داریم. کسی با جسارت قدم پیش گذاشته و راه بسته ای را به روی نیمی از اهالی امروز گشوده است. مهم نیست که در این مسیر موفق بوده یا نبوده الآن کسی در صدد این ارزیابیها نیست برای آن که حرکت آن قدر قشنگ و نو و تر و تازه هست که کسی را پروای عیب و ایراد به اصل کار نیست. پرسشهایی هم که می شد همین را می گفت. هیچ کس از کیفیت کار نپرسید هیچ کس هم کار او را با مردان که قرنها میداندار همه چیز بودند مقایسه نکرد . همه جا حرف و بهتر بگویم تعجب از این بود که چطور یک زن توانسته است این یخ چند صد ساله را آب کند . وقتی به گوسانان و لولیان تاریخ نقب می زدیم می دیدیم یخی در کار نبوده است سرمایی از بیرون همه چیز را فسرده بود و اینک با مته ای به بزرگی یک جسارت از قطر یخ سده ها و سالها به آبی که زنان ما بدان سخت نیازمند بودند داشت نقبی زده می شد.

نام گرد آفرید را بی خود او بر خود ننهاده بود یا بهتر دیگران بر او ننهاده بودند ذهنها خیلی را حت به کار گرد آفرید شاهنامه منتقل می شد. دختری از ایرانیان بر سان گردی سوار بی پروایی از زنانگی به جنگ دشمن که مردی از آن سوی مرزها بود می شتافت و بر او راه می بست و همین می شد باعث شگفتی وقتی که مویش از زیر زره آشکار می شد که بالاخره هم شد  دشمن را مبهوت به کرانه ای راند و همه چیز به سود ایران خاتمه یافت حتی اگر این  گام به فاجعه ای به پهنای فرزند کشی منتهی می شد.

ما همیشه به گردآفریدان و گردآفرینان نیازمند بوده ایم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 21:12  توسط محمد جعفر یاحقی  |