در باب ویرایش
با آن که همیشه می خوانم مدتها بود کتابی را یک کله نخوانده بودم که همه اش گرفتار خورده کاریهای دیگرانم. اما پریروز -چشم بد دور- این توفیق به دست آمد. فکر می کنید چه کتابی بود آن کتابی که بعد از مدتها یکنفس خواندم؟
تا شما فکر می کنید و حتماُ فکرتان هم به جایی نمی رسد می گویم: نکته های ویرایش به قلم علی صلح جو.
به حق چیزهای نشنیده؟ کتابی در باره ویرایش را آدم بیک باره بخواند مگر ناسلامتی رمان است که سر بلند نکنی و در یک بعد از ظهر گرم و تابستانه ۵-۶ ساعت وقتت را صرف یک کتاب بکنی آن هم در باره ویرایش؟
بلی درست شنیدید نمی خواهم گزافه گویی کنم اما بواقع این کتاب برای من که مثلاُ اندکی درد ویرایش و یا بهتر ویر ویرایش دارم خواندنی بود که نکته ها و نگفته ها داشت از آن چیزهایی که خودم دلم می خواست می گفتم آن هم به شیوه ای بدیع و دگر سان. نمی دانم چرا وقتی این کتاب را می خواندم هی یاد باب هشتم گلستان می افتادم: "در آداب صحبت". راستی که این کتاب هم در آداب صحبت بود اما صحبت ویراستاران و حاوی نکته ها و دستور العملهایی از همان دست اما برای ویراستاران.
تا کتاب را نخوانید و تا مثل من ویر ویراستاری نداشته باشید متوجه نمی شوید که چه می گویم.
