تبليغاتX
ميان ماندن و رفتن

ميان ماندن و رفتن

یافته ها و دریافته ها

کاخ تو چونکه بهشت است و بهاران تو شاد

بهار بهانه ای است برای از یاد بردن زمستان. پس درود بر بهار .

و چه نعمتی است از یاد بردن در روزگاری که هیچ چیزش به«به یادسپردنی» نمی ارزد.

پس دورد بر نیاکان که د رنوروز همه چیز را نو می کردند یعنی کهنه ها را از یاد  می بردند حتی سبو را در چهار شنبه سوری نو می کردند. « تاکی سبوی کهنه جان را به نو کنیم».

(خب این هم شد یک مصرع با یک«به» ی اضافی) 

درود بر دلهای بی کینه درود بر ذهنهای خالی.

آخر آن قدیمها می خواندیم:  از شیشه بی می می بی شیشه طلب کن       حق را ز دل خالی از اندیشه طلب کن .

آبادان باشی. از من به تو درود از من به تو سپاس. 

در سفر باغ و بوستان و بهار      منزل و جای و رهگذار تو باد

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 20:44  توسط محمد جعفر یاحقی  |