تبليغاتX
ميان ماندن و رفتن

ميان ماندن و رفتن

یافته ها و دریافته ها

 

دانش آموز عزیز معترض به تاریخ ادبیات

وبلاگ جای طرح مسائل فردی و خصوصی نیست. لطفا آدرس ای میل خود را برایم د رهمین جا بنویسید تا برای یتان توضیح دهم که تاریخ ادبیاتی که شما می خوانید به من ارتباطی ندارد. آنچه من نوشته ام این نیست و آنقدر تغییرات بی اجازه من د رآن داده اند که من آن را نمی شناسم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 7:5  توسط محمد جعفر یاحقی  | 

 

درخت پژوهش های ناب ادبی بشدت "عقیم" مانده است  و اگر همین یکی دو قلم بر کار هم نمی بود می  گفتم: "ریشه شان در خاکهای هرزگی مستور".

ما را چه شده است؟  نمی دانم. شاید هم لازم نیست بدانم.

یا بشدت به سرشاخه ها دلمان را خوش کرده ایم یا در اعماق به موی ریشه ها ور می رویم  و در میان از این میانه غافل.

 از گمشده لب دریا ( ۱۳۸۲ ) بر ساحل این خشک رود مانده بودیم چشم به زمزمه جویبار  تا  بلاغت تصویر (۱۳۸۵) واین اواخر قلندریه در تاریخ  دگر دیسیهای یک ایدئولوژی(۱۳۸۶).

 این آخری ایمانمان را به داشته هایمان بیشتر کرد و نشان داد که نه  هنوز هم می شود نا امید نبود. هستند کسانی که از ریشه به سرشاخه ها هم برسند و بگویند خودتان را از یاد نبرید.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 6:25  توسط محمد جعفر یاحقی  |